نویسنده: عباس محمدی افغانستانی هستم اهل کابل

افغانستانی هستم اهل کابل

یکی از خاطرات جالب و به یادماندنی زندگی من، که خیلی برایم جالب است به حدود 15 سال پیش بر می گردد. آن موقع من تازه دانشجو شده بودم. در یک روز بعد از ظهر زمستانی، پسرخاله ام که به عنوان تکنسین برق، در لوله سازی شرکت نفت مشغول به کار بود، با من تلفنی تماس گرفت و گفت: سه تکنسین و مهندس برق و مکانیک اهل کشور آلمان در منزل من میهمان هستند، خودت رو برسان اینجا.

ما هم که خارجی ندیده بودیم، کلی ذوق زده شده و خود را به منزل ایشان رساندم. بسیار خونگرم و متواضع بودند. دو نفر آنها اصلاً انگلیسی صحبت کردن بلد نبودند ولی آقای رالف، انگلیسی رو خوب صحبت می کرد و من هم دست و پا شکسته با او صحبت می کردم.

آن بعداز ظهر رو تا شب با آنها سپری کردم. قرار گذاشتیم فردا بعدازظهر، جهت گردش در شهر، به دنبال آنها در هتل پارس (هتل فجر سابق) رفته و یک گشتی در سطح شهر اهواز داشته باشیم. طبق قرار قبلی به دنبال آنها رفتیم، در لابی هتل از ما پذیرایی نمودند. خیابانهای امام خمینی، سلمان فارسی، طالقانی و ساحلی کارون رو نشان آنها دادیم. کلی سئوال پرسیدند، صندوق صدقات، عکس شهدا، ماشین های قدیمی آلمانی و فرانسوی و ... برای آنها جالب بود. در نهایت به سمت فلکه شهدا حرکت کردیم. یکی از آنها قصد خرید یک ساعت برای فرزندش را داشت، به داخل مغازه ساعت فروشی رفت. ما به همراه دو نفر دیگر، روبروی مغازه ساعت فروشی توقف نمودیم، در همین لحظه یک پسر افغانی حدود 8-9 ساله به سمت ما آمد، آن پسرک، فروشنده دعا و قرآن بود و از ما می خواست از او خرید کنیم. از او اصرار و از ما انکار.

آن دو نفر آلمانی کناری من، مشغول صحبت کردن به زبان آلمانی شدند. در همین لحظه پسرک کنجکاو شده بود و به من گفت: دوستانت آلمانی هستند؟ با آنها آلمانی صحبت کنم؟

من هنگ کرده بودم. یعنی چی؟

خلاصه، پسرک قصه من با آن سر و وضع و چهره رنج کشیده، مثل بلبل شروع کرد با آنها آلمانی صحبت کردن، کاملاً مسلط و بدون توقف. بیشتر هنگ کرده بودم. بعد از حدود پنج دقیقه از او پرسیدم که تو افغانی هستی یا آلمانی؟

گفت: افغانستانی هستم اهل کابل.

به او گفتم: زبان آلمانی رو چطور یاد گرفتی؟ گفت: 2 سال پیش توی حملات آمریکا به افغانستان در کابل بدجور زخمی شدم، جهت مداوا من رو به بیمارستانی در فرانکفورت آلمان منتقل نمودند. شش ماه آنجا بستری بودم، در طول این مدت از پرستاران و پزشکان که با یکدیگر آلمانی صحبت می کردند، زبان آلمانی را آموختم.

این بشر عجب موجود پیچیده و هوشمندی است.

 

منبع:

http://mohammadisite.ir/?p=148

شما هم شعر یا داستان خودتون رو ارسال کنید!!!

نظرات
0